مرکز حقوقی راهبردوابسته به اندیشکده راهبرد اقتصاد
اداره کل حقوقی قوه قضاییه

نظریه مشورتی ۷/۱۴۰۱/۴۳۴

تاریخ نظریه:

استعلام

نظر به اینکه اختیارات امین منضم به ولی قهری و همچنین امین تعیینی به صورت موقت )موضوع مواد 1187 و 1184قانون مدنی( همتراز اختیارات ولی قهری است و از طرفی وفق ماده 119قانون امور حسبی مصوب ،1319مقررات راجع به وظایف ،اختیارات و مسؤولیت قیم شامل امین غایب و جنین هم میشود و ذکری از دیگر مصادیق قانونی »امین« به میان نیامده است ،خواهشمند است اعلام فرمایید: آیا دادستان مکلف به نظارت بر عملکرد امین منضم به ولی قهری و امین موقت است؟ آیا میتوان با صدور رأی از دادگاه خانواده و تعیین امین موقت و یا ضم امین به ولی قهری ،با این استدلال که دادستان با تکلیف دیگری مواجه نیست ،پرونده را از آمار کسر و بایگانی کرد؟

پاسخ اداره کل حقوقی

همانگونه که در نظریه مشورتی شماره 435/1401/7مورخ 14/8/1401به آن مرجع محترم اعلام شد، اولاً ،ضم امین موضوع ذیل ماده 1184قانون مدنی ناظر بر فرض حضور ولی قهری و در عین حال ناتوانی وی از اداره اموال مولیعلیه بنا به جهاتی چون کبر سن ،بیماری و دیگر جهات مشابه است و به همین سبب است که صرفاً امین ضم میشود تا در کنار ولی قهری به امور مولیعلیه رسیدگی کند؛ این در حالی است که نصب امین موقت به استناد ماده 1187این قانون ،ناظر بر فرض عدم حضور ولی قهری منحصر به سبب غیبت یا حبس است و به قرینه معنوی ،عبارتی مانند »به نحوی که« پیش از عبارت »به هر علتی که نتواند به امور مولیعلیه رسیدگی کند« ،حذف شده است .به عبارت دیگر ،حکم ماده یادشده آن است که چنانچه به سبب غیبت یا حبس ولی قهری به هر علتی ،وی نتواند به امور مولیعلیه رسیدگی کند؛ کسی را هم از طرف خود معین نکرده باشد ،حاکم )دادگاه( یک نفر امین را به ترتیب مذکور در این ماده تعیین میکند. ثانیاً ،حکم ماده 1187قانون مدنی ،عام است و تمامی امور مولیعلیه را شامل میشود؛ اما ماده 1184این قانون صرفاً ناظر بر اداره اموال مولیعلیه است. ثالثاً ،در فرض ماده 1187قانون مدنی ،امین موقت در تصدی و اداره اموال مولیعلیه و دیگر امور راجع به او دارای اختیار است؛ این در حالی است که در فرض ضم امین موضوع ذیل ماده 1184قانون مدنی ،هر یک از ولی قهری و یا امین منضم نمیتواند به تنهایی و به نمایندگی از محجور ،اداره اموال و امور مالی وی را عهدهدار شود و این اقدامات باید با مشارکت ولی قهری و امین منضم صورت گیرد. رابعاً ،از آنجا که به موجب ماده 20قانون امور حسبی مصوب ،1319اقدام و دخالت دادستان صرفاً در موارد مصرح قانونی مجاز دانسته شده است و با توجه به اینکه مقنن در ماده 119قانون یادشده ،وظایف ،اختیارات و مسؤولیت قیم را صرفاً به امین غایب و جنین تسری داده و به موجب مواد 118و 123همین قانون ،تصرفات عاجز در اداره اموال را نافذ و امین بر ولی قهری ناتوان را به منزله وکیل عاجز تلقی کرده است ،در فرض سؤال متعاقب معرفی شخصی از سوی دادستان به دادگاه به عنوان امین و در اجرای ماده 1184قانون مدنی و ماده 108قانون امور حسبی و پس از ضم امین ،دادستان مکلف به نظارت بر اعمال و اقدامات امین منضم نمیباشد. خامساً ،با عنایت به حکم مقرر در ماده 45قانون حمایت خانواده مصوب 1391که رعایت غبطه و مصلحت کودکان و نوجوانان در کلیه تصمیمات دادگاهها و مقامات اجرایی را الزامی دانسته است و همچنین با توجه به اطلاق ماده 119قانون امور حسبی مصوب 1319که مقررات راجع به وظایف و اختیارات و مسؤولیت قیم را از جمله شامل امین غایب هم دانسته است ،اختیارات و مسؤولیت امین موقت موضوع ماده 1187قانون مدنی که در تصدی و اداره اموال مولیعلیه و سایر امور راجع به او دارای اختیار است ،همان اختیارات و مسؤولیت قیم است؛ حکم مقرر در ماده 1015قانون مدنی که وظایف و مسؤولیتهای امین بر غایب مفقودالاثر را همان دانسته است که برای قیم مقرر است ،نیز مؤید این استدلال است. دکتر احمد محمدی باردئی مدیر کل حقوقی قوه قضاییه
نظریه مشورتی ۷/۱۴۰۱/۴۳۴ مورخ ۱۴۰۱/۱۰/۲۸ | مرکز حقوقی راهبرد