استعلام
با نگاهی تاریخی به سیاست استعمارگران در قرون گذشته تاکنون در ایران و کشورهای مسلمان پر واضح است
که سیاست دین سازی و فرقه پروری از زمره سیاستهایی میباشد که در دستور کار دولت استعماری شرق و
غرب در قبال دین مبین اسلام بوده و دستگاه دین سازی استعمار برای ایجاد موج اسلامهراسی در جهت جلوگیری
از توسعه قلمرو اسلامی و تجزیه آن و ایجاد حکومتهای خود با حاکمان وابسته و نهایتاً بهرهکشی اقتصادی اقدام
به اخاذی در کشورهای اسلامی نموده است.
اگرچه این هدف سیاستمداران شهیاد غرب و شرق که همانا نابودی اسلام عزیز است و حاصل نگردیده است ،لکن
ایجاد تفرقه در بین مسلمین و ایجاد تشکیک در اعتقادات جامعه و ترویج غرب گرایی و مشغول سازی عالمان به
پاسخگویی به شبهات و قدرت آنها از تولید و ترویج علوم حقیقی باعث پیدایش هرج و مرج در نهایت از بین
رفتن امنیت ملی و یافتن بهانه برای لشکرکشی و تعرض به خاک کشورها از اهداف استعمارگران در اکثر مواقع
این جمله در کشورهای همسایه موفق به نیل به این اهداف شدهاند.
فرقه ضاله بهائیت نیز که در واقع فرزند دو مکتب شیخیه و بابیه است در زمره همین فرق ساخته شده به دست
استعمارگران بوده است .به نحویکه بنیانگذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی به صراحت بهاییان را اعمال
اسراییل شمرده و حضور بهاییان در ارکان دولت را نشانه نزدیک بودن خطر اسرائیل به ایران و اسلام برشمردهاند
تردد فعالیت و مراودات آزاد بهاییان در سرزمین های اشغالی عدم مخالفت دولت صهیونیستی اسرائیل با این فعالیت
ها نشان دهنده در هم آمیختگی اهداف بهائیت و صهیونیسم برای مقابله با دین مبین اسلام است این در صورتی
است که دولت اسرائیل به دلیل تعصبی که به دین یهود دارد ،به هیج فرقه و مذهبی اجازه تردد ،تبلیغ و فعالیت
دینی در سرزمینهای اشغالی نمیدهد ،به راحتی به اسرائیل رفت و آمد دارند بلکه مرکزیت خود را تحت عنوان
"بیتالعدل "در آنجا بنا نهاد و حمایتهای مالی ،اجتماعی و ...از طرف صهیونیستها دارند .البته مراودات مالی
بهائیت با صهیونیسم دو طرفه بوده و بهائیان برای ادامه فعالیت در اسرائیل پولهای کلانی به اسرائیل می پردازند.
از طرفی حمایت دولت های آمریکا و انگلیس از فعالیت آزادانه بهاییان در کشورهای غربی و دادن اقامتهای
مذهبی به عناصر بهائیت در این کشورها و حتی داشتن نماینده رسمی در سازمان ملل ،نشان دهنده خصومت ذاتی
بهائیان با نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران است .بسیاری از قطعنامه های حقوق بشری علیه ایران در سازمان
ملل ،به دلیل نفوذهای ایران در سازمان ملل بوده و این اقدامات بهائیان تبعات سوء بسیاری در کشور دارد .مطابق
گزارش شماره/37760م 49939/مورخ 1389/05/12وزارت اطلاعات خطاب به معاون محترم مجلس
دادستان تهران و سرپرست دادسرای اوین در جریان اغتشاشات ،88دستورالعملهای صادره از سوی بیتالعدل
مبنی بر توصیه به اعضای فرقه جهت شرکت در اغتشاشات و حمایت از جریان فتنه ،نشان داد که ادعای جدایی
بهاییان از سیاست کاملا کذب بوده و به عنوان یک ژست سیاسی در راستای بهرهبرداری جهت نیل به اهداف
تشکیلاتی محسوب شده و یک تاکتیک سیاسی میباشد و تمام فعالیتهای تشکیلاتی ،فرهنگی ،اجتماعی و
اقتصادی ایشان تحت عوامل بیت العدل صرفاً پوششی برای اهداف سیاسی ضد امنیتی در جهت بر هم زدن نظم و
امنیت نظام جمهوری اسلامی در داخل و ایجاد چالشهای به اصطلاح حقوق بشری در محیط بین المللی
درپروسههای بلند مدت و کوتاه مدت است .
مطابق فرمایش حضرت امام خمینی "در تهران ما ،مراکز تبلیغات سوء کلیسائی و صهیونیسم و بهائیت به وجود
آمده که مردم را گمراه می کند از احکام و تعالیم اسلام دور می سازد .آیا هدم این مراکزی که به اسلام لطمه می
زند وظیفه ما نیست ".و طبق فرمایش حضرت امام خامنه ای از اشاعه بی بند و باری و اباحی گری ،تا ترویج
عرفان های کاذب تا ترویج شبکه کلیساهای خانگی ،اینها کارهایی است که امروز با مطالعه و تدبیر و پیشبینی
دشمنان اسلام دارد انجام می گیرد ،هدفش هم این است که دین را در جامعه ضعیف کند ".و مطابق با فتاوای
مراجع عظام تقلید از جمله آیتاالله مکارم شیرازی ،بهاییان جزء کفار حربی محسوب می گردند .
بنا به مراتب فوق و با توجه به اینکه مطابق آموزه های بهائیان هدف اصلی و غایت و رسالت این فرقه ،تشکیل
حکومت جهانی بهاییان و منسوخ نبودن دین مبین اسلام است لذا براندازی جمهوری اسلامی ایران لازمه ی رسیدن
به این هدف برای آنها می باشد لذا به نظر میرسد اولا اقدام در راستای تشکیلات بهائیت ،به عنوان تشکیل
جمعیت با هدف برهم زدن امنیت کشور و مشمول مواد 498و 499قانون مجازات اسلامی تلقی می گردد .ثانیاحتی
اگر استدلال فوقالذکر مورد پذیرش قرار نگیرد به نظر میرسد موضوع ،مشمول ماده 500مکرر قانون مجازات
اسلامی و فعالیت آموزشی و تبلیغی انحرافی مغایر ما خیلی باشه مقدس اسلام از طریق فرقه بهائیت و خواهد بود
.چرا که به شرح فوق الذکر لبهایت جزء عرق انحرافی محسوب می گردد و فعالیت آنها در راستای بهائیت ،فعالیت
آموزشی و تبلیغ انحرافی مغایر و مخل با شرع مقدس اسلام محسوب می گردد و در اجرای این فعالیت آموزشی
انحرافی از القائات )در فرهنگ فارسی عمید به معنای مطلبی را به فکر یا ذهن کسی افکندن( روانی در فضای
واقعی و مجازی استفاده می گردد.
لذا خواهشمند است ارشاد فرمایید .
-1آیا اقدامات متهمین به شرح فوق الذکر در راستای تشکیل جلسات بهائیت مشمول مواد 498و 499یا 500
مکرر قانون مجازات اسلامی یا مواد قانونی دیگر می باشد؟
-2برفرض مشمول مواد قانونی فوقالذکر بر موضوع ،آیا صرف بهایی بودن یا تشکیل جلسات نهایت جهت انجام
مراسم عبادی خودشان با حضور افرادی که همگی بهایی زاده می باشند یا افرادی که سالها قبل از اسلام خارج و
بهایی شده اند کفایت می نماید یا بایستی در آن جلسات افراد غیر بهایی در حال جذب بهایت ،حضور داشته باشند
و در پرونده اقدامات تشکیلاتی بهاییت احراز گردد ؟به عبارت دیگر آیا عنصر مادی بزه ،تشکیل جلسات مذهبی
بهائیت به عنوان یک فرقه انحرافی می باشد و جهت شمول موارد فوق الذکر تشکیل جلسه عبادی موضوعیت
دارد یا اینکه عنصرمادی بزه اقدامات تشکیلاتی و تبلیغ بهاییت می باشد و جهت شمول مواد فوق الذکر،اقدامات
تشکیلاتی و تبلیغ بهاییت و جذب مسلمان به بهاییت موضوعیت دارد؟
-3برفرض مشمول مواد فوق الذکر بر موضوع ،صرف اینکه فردی از طریق این اقدامات تشکیلاتی بهائیت اسلام
خارج و جذب شده باشد مجرد می باشد یا اینکه به عنوان رکن مادی بزه بایستی این فرد نیز اقدام به کار تشکیلاتی
به نفع بهاییت بنماید؟
-4بر فرض مشمول مواد قانونی فوقالذکر بر موضوع ،آیا اقدام جهت جذب پیروان سایر اقلیت ها به این فرقه
ضاله جرم می باشد یا اینکه اقدامات تشکیلاتی بایستی صرفاً نسبت به شیعیان انجام شود؟
پاسخ اداره کل حقوقی
3 ،2 ،1و -4اولاً ،با توجه به عبارت »هر کس« در مواد 498و 499قانون مجازات اسلامی )تعزیرات( ،مرتکب
این جرایم ویژگی خاصی ندارد؛ بلکه فقط باید تشکیل جمعیت یا شعبه جمعیتی با هدف برهم زدن امنیت کشور
باشد و نام و عنوان جمعیت یا شعبه جمعیتی ،نوع فعالیت ،مرام ،دین و مذهب آن موضوعیت ندارد؛ بنابراین تشکیل
جمعیت برای تبلیغ و ترویج عقاید مذهبی )هرچند این عقیده مذهبی انحرافی باشد( بدون آنکه هدف آن ،برهم زدن
امنیت کشور باشد ،از شمول مقررات مواد پیشگفته خارج است.
فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی یا به نفع گروهها و سازمانهای مخالف نظام موضوع ماده 500قانون
یادشده نیز شامل آن دسته از فعالیتهای تبلیغی است که علیه کلیت نظام و به قصد براندازی آن انجام شده یا به
نفع گروهها و سازمانهایی انجام شود که قصد براندازی و مبارزه با کلیت نظام را دارند که نهایتاً تشخیص و
تطبیق موضوعات با قانون ،وظیفه مرجع قضایی رسیدگیکننده است.
ثانیاً ،هرگونه فعالیت تبلیغی انحرافی مغایر یا مخل به شرع مقدس اسلام در قالب فرقه ،گروه ،جمعیت یا مانند آن
با احراز شرایط قانونی ،مشمول ماده 500مکرر قانون مجازات اسلامی )تعزیرات( است.
دکتر احمد محمدی باردئی
مدیر کل حقوقی قوه قضاییه