استعلام
-1آیا از واژه »تقاضا« مصرح در تبصره ماده 92قانون آیین دادرسی کیفری میتوان قائل به اختیار و صلاحدید
دادستان شد؟ به این معنا که در برخی موارد با تشخیص امکان و توانمندی رسیدگی موقت دادیار ،پرونده را به
دادیار ارجاع دهد؟
-2در جائی که فرآیند اجرای حکم غیابی آغاز شده و در خلال آن دستور اخذ وجهالکفاله یا ضبط وثیقه نیز)به
لحاظ تخلف کفیل یا وثیقه گذار در حاضر کردن محکوم( صادر گردیده و در ادامه با واخواهی محکوم ،پرونده به
دادگاه ارسال میشود در سه فرض عین ًا »تأیید رأی غیابی« »نقض آن و صدور حکم برائت« و »تائید به همراه
تغییراتی در مفاد آن« ،تکلیف دستور اخذ وجه الکفاله یا ضبط وثیقه پس از ارسال پرونده به اجرای احکام کیفری
چه میشود؟ چنانچه همین اتفاقات پس از واخواهی در دادگاه تجدیدنظر صورت پذیرفته و پرونده به واحد اجرا
واصل شود،تکلیف چیست؟
پاسخ اداره کل حقوقی
--1اولاً ،اصلاح انجام شده در ماده 92قانون آیین دادرسی کیفری به تاریخ 24/3/1394به غیر جرائم مستوجب
مجازاتهای مقرر در ماده 302قانون فوقالذکر معطوف است که درصورت »کمبود بازپرس« ،دادستان نیز دارای تمام
وظایف و اختیاراتی که برای بازپرس تعیین شده ،میباشد که در این حالت ،دادستان میتواند انجام تحقیقات مقدماتی
را به دادیار ارجاع دهد و قبل از اصلاح ،به جای عبارت »کمبود بازپرس«» ،نبودن بازپرس« بود.
در جرائم مستوجب مجازاتهای مقرر در ماده 302قانون یاد شده ،درصورت عدم حضور بازپرس یامعذور بودن وی
از انجام وظیفه و عدم دسترسی به بازپرس دیگر ،چه در اوقات اداری و یا در اوقات کشیک ،باید مطابق تبصره ماده
92قانون صدرالذکر اقدام گردد و لکن این امر مانع اعمال مقررات ماده 77قانون آئین دادرسی کیفری 1392و
اصلاحات و الحاقات بعدی توسط دادستان ) و یا با رعایت ماده 88توسط دادیار کشیک( در جرائم مشهود موضوع
بندهای الف ،ب ،پ وت ماده 302قانون مزبور نمیباشد و اعمال مقررات ماده 77نیز صرفاً ناظر به اوقات کشیک
نبوده و در اوقات اداری نیز در صورت وجود شرایط اعلام شده در ماده ،قابلیت اعمال را دارد و دادستان )ویا دادیار(
تنها در جرائم فوقالذکر تا پیش از حضور و مداخله بازپرس )و یا دادرس جانشین بازپرس( باید اقدامات لازم را برای
حفظ آثار و علائم ،جمع آوری ادله وقوع جرم و جلوگیری از فرار و مخفی شدن متهم ،معمول دارند .ثانیاً :هدف مقنن
از وضع ماده 77قانون آیین دادرسی کیفری 1392و اصلاحات و الحاقات بعدی ،این است که در جرایم مشهود که
اقدامات فوری برای حفظ آثار و علائم ،جمع آوری ادله وقوع جرم وجلوگیری از فرار و مخفی شدن متهم لازم است،
ولی بازپرس حاضر نمیباشد ،دادستان این اقدامات را به عمل آورد .بنابراین اولاً ،اگر وضعیت ،مشمول تبصره ماده
92قانون فوق الذکر باشد ،دادستان باید برابر تبصره مزبور ،تقاضای لازم برای تعیین دادرس دادگاه جهت انجام
وظایف بازپرس تا زمان باقی بودن وضعیت مذکور را انجام دهد .در این وضعیت ،اقدامات دادستان صرفاً تا زمان
معرفی و حضور دادرس ،ادامه می¬یابد .اگر وضعیت ،مشمول تبصره ماده 92قانون یاد شده ،نباشد ،اقدامات دادستان
بر اساس ماده 77قانون صدرالذکر تا زمان حضور و مداخله بازپرس است و در هر دو حالت فوق ،اصولاً اقدامات
دادستان در مدتی کوتاه قابل اعمال است و با توجه به اختیارات دادستان در سایر مواد قانونی ،مستلزم تفهیم اتهام و
صدور قرار تأمین کیفری نیست .اما اگر به عنوان مثال ،برای جلوگیری از فرار متهم ،مهلت 24ساعت تحت نظری
وی پایان یافته باشد و اقدامات لازم برای حضور بازپرس یا دادرس جانشین وی نیز به نتیجه نرسیده باشد ،تفهیم
اتهام و صدور قرار تأمین کیفری از سوی دادستان بلامانع است.
.-2برابر ماده 2دستورالعمل نحوه استعلام حقوقی وپاسخ به آن در قوه قضاییه مصوب ،19/9/1398استعلام حقوقی
باید ناظر به استنباط صحیح از مقرراتی باشد که رسماً منتشر شده است .بنا به مراتب فوق و لحاظ آنکه پرسشهای
مطرح شده از مقررات نبوده و جنبه نظری دارد ،پاسخگویی به آن از وظایف اداره کل حقوقی خارج است.
دکتر احمد محمدی باردئی
معاون اداره کل حقوقی قوه قضاییه